نمایش موارد بر اساس برچسب: فولاد مبارکه
فولاد مبارکه صادرکننده نمونه ۱۴۰۴ استان اصفهان شد
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین، آیین تجلیل از صادرکنندگان نمونه سال ۱۴۰۴ استان اصفهان با حضور جمعی از مسئولان کشوری و استانی، مدیران اقتصادی، فعالان بخش خصوصی و صادرکنندگان در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد و در جریان آن از مجموعههای برتر صادراتی استان تجلیل به عمل آمد.
در این مراسم گروه فولاد مبارکه به پاس عملکرد صادراتی و نقشآفرینی در توسعه تجارت خارجی استان اصفهان به عنوان صادرکننده نمونه سال ۱۴۰۴ استان شناخته شد و از این مجموعه تقدیر شد.
فولاد مبارکه بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فولاد کشور علاوه بر تأمین بخش قابل توجهی از نیاز صنایع داخلی طی سالهای گذشته حضور خود را در بازارهای بینالمللی توسعه داده و صادرات محصولات فولادی را بهعنوان یکی از محورهای فعالیت خود دنبال کرده است.
برگزیده شدن فولاد مبارکه بهعنوان صادرکننده نمونه استان اصفهان، نشاندهنده جایگاه این گروه صنعتی در حوزه صادرات و نقش آن در ارزآوری، توسعه بازارهای خارجی و تقویت جایگاه محصولات فولادی ایران در بازارهای بینالمللی است.
این موفقیت همچنین در شرایطی رقم خورده است که توسعه صادرات غیرنفتی و افزایش حضور تولیدکنندگان ایرانی در بازارهای جهانی، از مهمترین محورهای مورد تأکید در سیاستهای اقتصادی کشور به شمار میرود.
گروه فولاد مبارکه با تکیه بر ظرفیتهای تولیدی، زنجیره تأمین و بازارهای صادراتی خود، یکی از بازیگران اصلی صنعت فولاد ایران در عرصه تجارت خارجی محسوب میشود.
فولاد مبارکه در حوزه نوآوری و فناوری نهادسازی کرده است
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین به نقل از مدیریت ارتباطات گروه فولاد مبارکه؛ مهدی صفارینیا پس از بازدید از خطوط تولید فولاد مبارکه گفت: امروز این فرصت رو داشتم که به همراه تعدادی از مدیران مجموعههای دانشبنیان و فناور کشور در قالب یک تور فناوری از مجموعه معظم فولاد مبارکه بازدید نمائیم.
رئیس منطقه بینالمللی نوآوری ایران، فولاد مبارکه را مجموعه مهمی از صنایع، فرایندها و تجهیزات سخت و نرمافزارهای صنعتی پیچیده دانست که شرکتهای دانشبنیان در همه این حوزهها میتوانند در تعالی روزافزون این شرکت نقشآفرینی کنند.
فولاد مبارکه لنگرگاه صنعت کشور است
صفارینیا از فولاد مبارکه بهعنوان لنگرگاه صنعت کشور یاد و اضافه کرد: در عمل اگر بخواهیم شاهد رشد مجموعههای فناور و دانشبنیان در کشور باشیم لازم است که حوزههای دانشبنیان با چنین لنگرگاههایی ارتباط فزایندهای داشته باشند؛ اگر این ارتباط برقرار نباشد هم مجموعههای دانشبنیان فرصت بروز و ظهور پیدا نمیکنند و هم صنایع بزرگ از فرصتهای نوآوری و فناوریهای جدید بافاصله زمانی بیشتری بهرهمند خواهند شد که در فضای رقابتی حال حاضر دنیا نتایج خوبی به دنبال نخواهد داشت.
وی با اشاره به اهمیت چنین بازدیدهایی گفت: اگر دانشبنیانها بتوانند با صنایع بزرگی مانند فولاد مبارکه ارتباط برقرار نمایند، تعاملات رودررو برقرار کنند و با فرایندها و چالشهای موجود در مسیر تولید آشنا شوند در واقع فرصت خوبی برای مجموعه دانشبنیانها فراهم شده است که بتوانند مسیر دانشی و تحقیقوتوسعه خودشان را متناسب با نیاز صنعت فراهم و جاریسازی نمایند؛ درعینحال برای صنایع کشور هم فرصتی فراهم میشود که بتوانند با ظرفیتهای دانشی موجود آشنا و از آنها بهرهمند شوند.
رئیس منطقه بینالمللی نوآوری ایران با اشاره به نتایج سفر خود و هیئت همراه به فولاد مبارکه تصریح کرد: امروز در جلسه با مدیریت فولاد مبارکه فرصتهای دانشی در حوزه مجموعه دانشبنیان داخلی، در مجموعه پارک فناوری پردیس و هم در مجموعه شبکه فنبازار ملی ایران که ظرفیت دانشی کل کشور را در اختیار دارد را به خدمت مجموعه فولاد مبارکه معرفی کردیم این در حالی است که میتوانیم در مسیر توسعه و نوآوری فولاد مبارکه و سایر صنایع کشور از ظرفیتهای علمی و فناوری موجود در شبکه بینالملل از جمله جایزه مصطفی بهرهمند شویم.
وی خاطرنشان کرد ما امروز در نشست با مدیریت فولاد مبارکه این اراده را بهوضوح دیدیم که بزرگترین گروه فولادسازی کشور واقعاً به دنبال نوسازی از جنس نوآوری و بالابردن ضریب نوآوری در مجموعه صنعت است و در این مسیر از انگیزه بالایی برخوردارند.
در فولاد مبارکه به بار نشستن یک کار جهادی را شاهد بودیم
صفارینیا با اشاره به اقدامات فولاد مبارکه در حوزه بازسازی و حرکت این شرکت در مسیر نوآوری گفت: در واقع باید اذعان کرد که ما در فولاد مبارکه به بار نشستن یک کار جهادی را شاهد بودیم اقدامات بزرگی که در یک مدت کوتاه با خلاقیت و تخصص بالا به ثمر نشسته است؛ لذا باید به تکتک مدیران و کارکنان این شرکت که توانستهاند با اتکا به ظرفیتهای داخلی پروژههای بازسازی و نوسازی را به ثمر برسانند خداقوت گفت.
وی در پاسخ به این سؤال که نقشه راه منطقه بینالمللی نوآوری ایران در همکاری با فولاد مبارکه چیست؟ چنین گفت: در حال حاضر و در قالب چند همکاری و قرارداد مشترک یک سری محصولات تولید شده که میتواند سریعاً در مجموعه صنعت فولاد از جمله فولاد مبارکه مورداستفاده قرار گیرد.
محصولاتی که قبلاً در صنایع دیگری استفاده شده و استانداردها و کیفیتهای لازم را پاس کردهاند. ضمن این که مجموعهای از محصولات دانشبنیان دیگر هم موجود است که بر اساس نیاز مجموعه صنعت فولاد میتواند به محصول تبدیل شود.
رئیس منطقه بینالمللی نوآوری ایران با اشاره به ظرفیتهای بنیاد علموفناوری مصطفی تصریح کرد: در حل مسائل و مشکلات صنعت فولاد میتوان از ظرفیت شبکه بزرگ دانشمندان جهان اسلام که با بنیاد علموفناوری مصطفی همکاری دارند بهرهمند شویم.
فولاد مبارکه در حوزه نوآوری و فناوری نهادسازی کرده است
وی در پایان با اشاره به اقدامات فولاد مبارکه در حوزه نوآوری و فناوری خاطرنشان کرد: فولاد مبارکه در این زمینه نهادسازی کرده است و صرفاً به مجموعه تحقیقاتی خود متکی نبوده است.
فولاد مبارکه با برنامهریزی و سرمایهگذاری هدفمند در حوزه تحقیقوتوسعه و نوآوری و استفاده از دانش روز در فرایندهای خود مجموعه محکم و خوبی را ایجاد کرده است.
این شرکت طی سالها کار و مطالعه ارتباط وسیعی با دانشگاههای کشور برقرار نموده است و همانگونه که اشاره شد با نهادسازی از جنس ایجاد صندوقهای سرمایهگذاری شرکتی به دنبال استفاده از کل ظرفیتهای فناوری در داخل و خارج است.
در واقع اقدامات ارزشمند و قابلتقدیر فولاد مبارکه حرکتهای روبهجلو و نوین در صنعت کشور است.
درسهای موفقیت «ویرا ژرف» در آوردگاه بریکس
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین در ادبیات مدرن اقتصاد صنعتی مزیت رقابتی منحصرا در داراییهای مشهود و ترازنامههای سنگین خلاصه نمیشود. اقتصادهای پیشرو دریافتهاند که موتور محرک آینده، در دل استارتاپهای کوچک، فناوریهای ساختارشکن و ایدههایی نهفته است که امروز در هالهای از عدم قطعیت قرار دارند.
در حالی که سرمایهگذاری سنتی، ریسکگریز بوده و در جستجوی بازدهی قطعی در بازارهای تثبیتشده است، «سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی» دقیقا مرزهای همین عدم قطعیت را نشانه میرود تا پیش از بلوغ کامل بازارهای فردا، سهم بنگاه را از آن بازارها حفظ کند.
برای شرکت های بزرگ صنعتی، این مدل یک الزام استراتژیک است. سرعت خیرهکننده تحولات در هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و تحلیل کلاندادهها، مدلهای سنتی و کند تحقیق و توسعه درونسازمانی را به چالش کشیده است.
در این رویکرد، سرمایهگذاری خطرپذیر به مثابه یک «رادار فناوری» عمل میکند؛ سیستمی که به بنگاههای بزرگ اجازه میدهد فناوریهای نوظهوری را که پتانسیل بازتعریف زنجیره ارزش صنعت را دارند، در مراحل اولیه شناسایی و جذب کنند، بیآنکه منتظر بلوغ کامل آنها بمانند.
تقاطع صنعت سنگین و اقتصاد دیجیتال
این رویکرد، مرزهای سنتی توسعه صنعتی را جابهجا کرده است. توسعه، در اقتصاد مدرن مترادف با افزودن کورهها و خطوط نورد جدید نیست. در صنعتی مانند فولاد که ذاتا سرمایهبر و متکی بر زیرساختهای فیزیکی است، تقاطع با فناوریهای سبک اقتصاد دیجیتال یک ضرورت بقاست.
کارخانه هوشمند آینده، تفاوت رقابتی خود را نه فقط در تناژ تولید، بلکه در بهینهسازی مبتنی بر داده، پایشهای لحظهای و اتوماسیون پیشرفته جستجو میکند.
پهپادی که به کمک الگوریتمهای هوش مصنوعی، سلامت خطوط ریلی، پلها یا زیرساختهای لجستیک را پایش میکند، نمادی از همین پوستاندازی است؛ در واقع تزریق چابکی اقتصاد دیجیتال به کالبد سخت صنعت سنگین برای افزایش بهره وری است.
در این نگاه سرمایهگذاری یک هلدینگ فولادی روی استارتاپهای فناور، در واقع پیشخرید مزیت رقابتی در دهه آینده است.
از پورتفوی فولاد مبارکه تا ایستادن بر بام بریکس
حضور شرکت «دادهکاوی ویرا ژرف کویر» در پورتفوی صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر فولاد مبارکه از شهریور ۱۴۰۳، تجلی عملی همین استراتژی است.
این شرکت که در تقاطع هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و فناوری پهپادی فعالیت میکند، با ارائه طرح «پایش هوشمند خطاهای خطوط ریل راهآهن و پلها با کمک پهپاد و هوش مصنوعی»، موفق به کسب مقام نخست در بخش انرژی، زیرساخت و حملونقل چهارمین رویداد استارتاپی بانوان بریکس در دهلینو شد.
ایستادن در جایگاه نخست در میان ۵۰۶ طرح از کشورهای عضو بریکس و بالاتر از قدرتهای تکنولوژیکی نظیر هند و روسیه (و تکرار موفقیت مشابه در سال ۲۰۲۴)، فراتر از یک دستاورد استارتاپی صرف است.
این اتفاق خروجی همان زنجیره ارزش است؛ شناسایی دقیق یک ظرفیت فناورانه، پذیرش هوشمندانه ریسک از سوی یک بنگاه پیشران و در نهایت، اثبات کارایی این پیوند در بالاترین سطح رقابتهای بینالمللی است.
آیندهنگری؛ عیار واقعی صنایع پیشرو
اقتصاد فردا منحصراً توسط بزرگترین کارخانههای امروز ساخته نمیشود؛ بلکه در دل شرکتهای کوچکی شکل میگیرد که هنوز اندازه واقعی خود را در اقتصاد پیدا نکردهاند.
موفقیت ویرا ژرف کویر در هند نشان داد که اگر ریسکپذیری هدفمند سرمایه صنعتی با توان فناورانه شرکتهای کوچک گره بخورد، خروجی آن به راحتی از مرزهای بنگاه و کشور عبور میکند.
در نهایت عیار واقعی یک هلدینگ صنعتی در قرن بیست و یکم با این معیار سنجیده میشود که چقدر زودتر از رقبا، سیگنالهای تغییر را در رادارهای خود ثبت کرده و برای تصاحب آینده، روی آن سرمایهگذاری میکند.
روایت نجات اشتغال در سایه فولاد مبارکه
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از سرویس اقتصادی تابناک، پشت هر ورق فولادی که در یک کارگاه برشکاری یا کارخانه تولید لوازم خانگی پردازش میشود، داستان معیشت یک خانواده نهفته است.
از صنایع کلانی چون «لرچ» تا کوچکترین واحدهای بستهبندی، همه در یک زنجیره وابستگی به فولاد مبارکه قرار دارند؛ جایی که سیاستهای مدیریتی در عرضه مستقیماً با نان دهها هزار کارگر گره خورده است.
در بررسی نقش شرکت فولاد مبارکه، نکتهای کلیدی در رابطه با جلوگیری از تعدیل نیرو در صنایع پاییندستی مشاهده میشود که طی سه چهار ماه اخیر، تداوم جریان تأمین ورق توسط فولاد مبارکه، مانع از وقوع یک بحران گسترده در صنایع وابسته شد.
این شبکه تأمین، طیف وسیعی از صنایع را در بر میگیرد؛ از کارخانههای بزرگی نظیر «لورچ» گرفته تا صنایع کوچکتر مانند کارگاههای برشکاری، تولیدکنندگان لوازم خانگی و خودروسازان که احتمالا حدود ۳ هزار شرکت مشتری به تأمین ورق این مجموعه وابسته هستند.
اما در صورت قطع زنجیره تأمین، این صنایع با ریسک تعدیل گسترده کارکنان مواجه میشدند که تبعات اجتماعی و اقتصادی شدیدی برای کشور به همراه میداشت چراکه شرکت فولاد مبارکه به عنوان یک واحد تولیدی عمل نمیکند، بلکه نقش یک پایگاه تأمین استراتژیک را دارد.
بنابراین تداوم عرضه ورق در ماههای اخیر، فراتر از یک تبادل تجاری، به معنای جلوگیری از یک ریزش گسترده در بازار کار صنعتی است به طوری که تحلیل وضعیت جاری نشان میدهد که هرگونه اختلال در زنجیره تأمین این مجموعه، میتواند به سرعت به یک بحران اجتماعی تبدیل شده و منجر به تعدیل هزاران نیروی انسانی در صنایع وابسته شود.
شبکه مشتریان فولاد مبارکه، طیف وسیعی از اقتصاد ملی را پوشش میدهد برای مثال صنایع کلان و استراتژیک (مانند خودروسازان و لوازم خانگی به شدت از آن متاثرهستند به طوری که توقف تأمین ورق در این لایه منجر به توقف خطوط تولید محصولات نهایی میشود که بر نرخ تورم کالاها و نرخ اشتغال در صنایع بزرگ اثر میگذارد.
همچنین صنایع متوسط و تخصصی مانند تولیدکنندگان قطعات که این صنایع پل ارتباطی بین ماده اولیه و محصول نهایی هستند هرگونه وقفه در تأمین، منجر به توقف سفارشات و در نهایت فشار مالی شدید بر این واحدهای تولیدی می شد.
اما دسته بعدی صنایع خرد و کارگاههای تکمیلی مانند برشکاریها و بستهبندیها هستند که بسیاری از این واحدها با سرمایه کم و در مقیاس کوچک فعالیت میکنند که این لایه از هر سه لایه، آسیبپذیرترین بخش است؛ زیرا هرگونه وقفه در تأمین ورق، به معنای تعطیلی فوری کارگاه و اخراج مستقیم کارکنان است.
بر اساس اطلاعات، حدود ۳ هزار شرکت به طور مستقیم به تأمین ورق فولاد مبارکه وابسته هستند که در صورت عدم تداوم جریان تأمین ممکن است به دلیل توقف تولید، صنایع پاییندستی برای کاهش هزینههای جاری، به سمت تعدیل نیروهای عملیاتی حرکت کنند یا اینکه توقف تولید منجر به عدم توانایی در پرداخت بدهیها به تأمینکنندگان دیگر و کارمندان شود و یا فشار برای واردات ورق با قیمتهای دلاری که افزایش یابد منجر به گرانی شدید محصولات نهایی مانند یخچال، ماشین لباسشویی، قطعات خودرو شود.
به نظرمی رسد جلوگیری از تعدیل نیرو در ۳ هزار شرکت، به معنای حفظ معیشت دهها هزار خانواده است که این موضوع نشان میدهد که سیاستهای مدیریتی این شرکت در بخش فروش و عرضه، تأثیری مستقیم بر امنیت شغلی در سطح ملی دارد.
کارتهای یکبارمصرف؛ نشانهای از ناکارآمدی در نظام ارزی
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از روابط عمومی هادر احرامیان، عضو هیئتمدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، با اشاره به تداوم فعالیت کارتهای بازرگانی یکبارمصرف در صادرات فولاد گفت: عوامل مختلفی در شکلگیری این پدیده دخیل هستند و برخلاف برخی برداشتها، مسئله اصلی به نحوه صدور کارتهای بازرگانی توسط اتاقهای بازرگانی بازنمیگردد، بلکه بخش مهمی از مشکل به نبود رتبهبندی و اعتبارسنجی صادرکنندگان در فرآیند صادرات و رفع تعهد ارزی مربوط است.
احرامیان اظهار کرد: بسیاری تصور میکنند کارتهای بازرگانی ارتباط مستقیمی با اتاقهای بازرگانی دارند و بخشی از ایراد کار یا مسئولیت این موضوع متوجه اتاقهای بازرگانی است، در حالی که واقعیت اینطور نیست.
وی افزود: بیشتر اتاقهای بازرگانی برای صدور این کارتها تابع مجموعهای از قوانین و مقررات هستند. اگر فردی برای دریافت کارت مراجعه کند و حداقل شرایطی را که در قانون ذکر شده داشته باشد، اتاقهای بازرگانی ملزم و موظف به صدور کارت برای او هستند.
عضو هیئتمدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران ادامه داد: مسئله اصلی بیشتر به این موضوع برمیگردد که در فرآیند صادرات، رتبهبندی فعالان اقتصادی وجود ندارد و عملاً هر شخص حقوقی میتواند وارد حوزه صادرات شود.
اعتبار صادرکننده قدیمی با شرکت تازهتأسیس برابر است
احرامیان تصریح کرد: بر اساس نحوه رفع تعهد ارزی، صادرات یک فعالیت اعتباری محسوب میشود؛ یعنی فرد یا شرکتی که صادرات انجام میدهد، یک دوره زمانی مشخص برای انجام تعهد ارزی خود فرصت دارد و باید در این مدت تعهداتش را ایفا کند.
وی گفت: طبیعتاً اعتبار شرکتها و فعالان اقتصادی با یکدیگر برابر نیست. یک شرکت ممکن است چندین دهه سابقه فعالیت داشته باشد، صدها یا حتی هزاران پرسنل داشته باشد، گردش مالی بالایی داشته باشد و از خوشنامی برخوردار باشد؛ در مقابل، شرکتی قرار دارد که ممکن است روز گذشته تأسیس شده و تازه مجوز فعالیت اقتصادی دریافت کرده باشد.
عضو هیئتمدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران افزود: با این حال، از نظر اعتبار لازم برای صادرات و رفع تعهد ارزی، در چارچوب فعلی قانون تفاوت معناداری میان این دو شرکت وجود ندارد و این دو در یک جایگاه قرار میگیرند.
احرامیان بیان کرد: همین وضعیت موقعیتی ایجاد کرده است که برخی افراد اقدام به تأسیس شرکتهای جدید کنند و با استفاده از آنها وارد فرآیند صادرات شوند؛ در حالی که ممکن است هدف از این کار، فرار از تعهدات و مسئولیتهای قانونی باشد. این شرکتها میتوانند صادرات انجام دهند و پس از رسیدن زمان رفع تعهد ارزی، در صورتی که تعهدات خود را انجام ندهند، متواری شوند یا دیگر دسترسی به آنها وجود نداشته باشد. دقیقاً همین موضوع یکی از مشکلاتی است که اکنون با آن مواجه هستیم.
کارتهای یکبارمصرف به دامپینگ فولاد دامن میزنند
عضو هیئتمدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران درباره تأثیر تداوم استفاده از کارتهای بازرگانی یکبارمصرف بر بازارهای صادراتی فولاد گفت: تداوم تجارت با کارتهای بازرگانی یکبارمصرف میتواند منجر به دامپینگ کالاهای ایرانی در بازارهای صادراتی شود.
احرامیان درباره تأثیر این مسئله بر اعتبار صادرکنندگان واقعی و برند فولاد ایران در بازارهای منطقه اظهار کرد: معمولاً این قیمتهای پایین صادراتی در مرحله نخست برای تجار اتفاق میافتد. فردی محصول ایرانی را خریداری میکند و پس از آن، واسطهها محصول را با قیمت بالاتری در بازار مقصد به فروش میرسانند.
وی افزود: بنابراین مصرفکننده نهایی در کشورهای مقصد لزوماً قیمت پایین صادراتی را مشاهده نمیکند، اما بخش قابل توجهی از محصول ایرانی در مرحله صادرات با قیمت پایینتری عرضه میشود و این مسئله میتواند بر سازوکار بازار و جایگاه صادرکنندگان واقعی اثرگذار باشد.
احرامیان در پاسخ به این پرسش که چه کسانی بیشترین منفعت را از صادرات ارزان فولاد میبرند و چرا منافع آنها بر منافع صادرکنندگان واقعی غلبه میکند، گفت: این افراد از یک خلأ قانونی استفاده میکنند.
عضو هیئتمدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران خاطرنشان کرد: پیشنهادهایی در زمینه رتبهبندی صادرکنندگان مطرح شده، اما این موضوع تاکنون به نتیجه نرسیده است. به نظر میرسد یکی از ریشههای اصلی این مشکل، خلأ قانونی موجود است و تاکنون راهکار مؤثری برای رفع آن پیدا نشده است.
صادرات فولاد باید متناسب با سابقه صادرکننده باشد
احرامیان درباره اینکه آیا بهتر است صادرات برخی محصولات فولادی به تولیدکنندگان یا شرکتهای دارای سابقه محدود شود، گفت: پیشنهادهایی در این زمینه مطرح شده است. یکی از راهکارها این است که برای صادرکنندگان نوعی اعتبارسنجی و رتبهبندی در نظر گرفته شود.
وی توضیح داد: برای مثال، شرکتی که نخستین سال فعالیت صادراتی خود را تجربه میکند، بتواند تا یک سقف مشخص اقدام به صادرات کند و پس از عبور از آن سقف، ملزم به ارائه تضامین باشد. با افزایش گردش مالی، سابقه فعالیت و اعتبار شرکت نیز بتوان سقف صادراتی بیشتری برای آن در نظر گرفت.
عضو هیئتمدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران ادامه داد: البته اعداد و جزئیات این پیشنهادها متفاوت است و نمیتوان رقم مشخصی را بهعنوان عدد نهایی مطرح کرد، اما اصل ایده این است که سقف و شرایط صادرات باید متناسب با سابقه، اعتبار و عملکرد صادرکننده تعیین شود.
مشکل کارت بازرگانی نیست؛ مشکل اعتبار برابر صادرکنندگان است
احرامیان در پاسخ به اینکه برای پایان دادن به پدیده کارتهای بازرگانی یکبارمصرف آیا باید شیوه صدور مجوز صادرات فولاد تغییر کند، گفت: مسئله فقط فولاد نیست و این مشکل در صادرات بسیاری از محصولات وجود دارد. ما نمیخواهیم به اصل کارت بازرگانی پایان دهیم، بلکه مسئله، کارتهای بازرگانی یکبارمصرف و سوءاستفاده از سازوکار موجود است.
احرامیان افزود: مشکل اصلی این است که اعتبار یک بنگاه اقتصادی که چند دهه سابقه فعالیت دارد، چه یک تاجر و بازرگان باشد و چه یک واحد تولیدی، با شرکتی که روز قبل تأسیس شده و تازه کارت خود را دریافت کرده است، در فرآیند صادرات و رفع تعهد ارزی تفاوتی ندارد.
عضو هیئتمدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در پایان خاطرنشان کرد: تا زمانی که اعتبار صادرکننده بر اساس سابقه فعالیت، گردش مالی، خوشنامی و عملکرد گذشته او در تعهدات ارزی تعیین نشود، زمینه برای سوءاستفاده از کارتهای بازرگانی یکبارمصرف و ایجاد اختلال در صادرات محصولات ایرانی همچنان وجود خواهد داشت.
تابآوری در کف قیمتی
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین در اقتصادهای صنعتی حفظ جریان پایدار مواد اولیه به سمت صنایع پاییندستی، شاخصی کلیدی برای سنجش تابآوری کل زنجیره ارزش است.
تجربه نشان میدهد که استمرار عرضه، حتی در غیاب تقاضای مؤثر، راهبردی حیاتی برای جلوگیری از توقف چرخهای صنعت و ایمنسازی بازار در برابر شوکهای احتمالی است.
دادههای بورس کالا و مستندات ارائهشده نشان میدهد که شرکت فولاد مبارکه در پنجماهه نخست سال ۱۴۰۵، با اولویتدهی به تأمین نیاز داخل، راهبردی حمایتی و تنظیمگرانه را در پیش گرفته است.
این شرکت، جریان تأمین مواد اولیه صنایع استراتژیک از جمله خودروسازی و نوردکاران را با وجود ضعف مشهود تقاضا در بازار، متوقف نکرده است. همزمانی تداوم عرضه با افت تقاضا را میتوان نشانهای از تعهد به پایداری زنجیره تولید دانست؛ رویکردی که مانع از فلج شدن خطوط تولید پاییندست در روزهای ملتهب اقتصاد میشود.
تأمین پایدار در سایه کمبود تقاضا
در صنایع زنجیرهای، تضمین دسترسی مشتریان داخلی به ورقهای فولادی، پیششرط پایداری تولید ملی است.
با این حال آمارها روایتگر روزهایی است که اشتهای بازار همگام با ظرفیت عرضهکننده پیش نرفته است.
بررسی دقیق حاکی از آن است که فولاد مبارکه مجموعاً یک میلیون و ۲۶۰ هزار و ۶۰۰ تن انواع محصولات ورق گرم (شامل ورق گرم HR، ورق خودرو و ورق نوردکاران) را روانه تابلو بورس کالا کرده است؛ در حالی که در سمت مقابل، حجم قراردادهای ثبتشده در بخش تقاضا تنها ۹۴۴ هزار و ۴۶۰ تن بوده است.
باقی ماندن بخش قابلتوجهی از این عرضهها روی تابلو و فاصله معنادار میان حجم عرضه و تقاضای ثبتشده، پرده از واقعیتی ساختاری در زنجیره تولید برمیدارد؛ این شکاف آماری بهخوبی نشان میدهد که ظرفیتهای واقعی و توان جذب مواد اولیه در صنایع پاییندست، تفاوت آشکاری با ظرفیتهای اسمی تعریفشده برای آنها دارد و تقاضای مؤثر در بازار، هنوز با آن ظرفیتهای اسمی فاصله دارد.
با وجود این واقعیت، فولاد مبارکه ظرفیت عرضه خود را محدود نکرده و کوشیده است تا چتر حمایتی خود را بر سر صنایع پاییندستی گسترده نگاه دارد، چرا که توقف عرضه میتوانست به ارسال سیگنال کمبود و التهاب کاذب در بازار منجر شود.
سد دفاعی قیمتها در برابر تورم
عملکرد فولاد مبارکه در ماههای نخست سال ۱۴۰۵ تنها به حجم بالای عرضه محدود نمیشود؛ پایش ارقام معاملاتی بُعد مهمتری از این سیاست یعنی «حمایت قیمتی» را نمایان میکند. در شرایطی که فشار هزینههای تولید و نوسانات اقتصادی سایه سنگینی بر صنایع انداخته است، این شرکت محصولات خود را در کف قیمتی به بازار ارائه کرده است.
دادههای معاملاتی نشان میدهد که عمده این عرضههای مستمر، با قیمتهای پایه ۸۵ هزار تومان (۸۵۰ هزار ریال) و در اواخر مردادماه با قیمت ۸۷ هزار تومان (۸۷۰ هزار ریال) انجام شده است.
عرضه در این سطوح قیمتی همچون یک ضربهگیر عمل کرده و مصرفکنندگان نهایی را از اثرات تورمی و جهشهای قیمتی مصون نگه داشته است.
حفظ جریان مواد اولیه در کف قیمتی و در دورهای که تقاضای متناظر برای آن وجود ندارد، در نگاه خرد شاید به معنای انجماد مقطعی منابع مالی تلقی شود، اما در مقیاس زنجیره ارزش، ضامن تابآوری صنعتی است.
در این چارچوب، فولاد مبارکه نشان داده است که تأمین پایدار بازار داخل، حتی به بهای نبود خریدار، استراتژی غیرقابلمذاکرهای است که ظرفیتهای جهش تولید را برای روزهای بازگشت رونق به بازار، محفوظ و آماده نگه میدارد.
تامین کامل نیاز داخل در سایه کاهش قیمت پایه
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین شوکهای ژئوپلیتیک و اختلال در زیرساختهای تولید، فولادسازان را با یک تصمیم راهبردی روبهرو میکند: تمرکز بر بازار داخلی به بهای تضعیف حضور در بازارهای صادراتی یا حفظ جریان صادرات، با خطر تشدید فشار بر صنایع پاییندست. تجربه فولادسازان بزرگ جهان نشان میدهد عبور پایدار از بحران، نه در انتخاب یکی از این دو مسیر، بلکه در برقراری توازن میان آنهاست؛ بهگونهای که ابتدا تقاضای مؤثر داخلی تأمین و سپس مازاد تولید به بازارهای صادراتی هدایت شود.
دادههای بورس کالا و گزارشهای رسمی نشان میدهد فولاد مبارکه در پنجماهه نخست سال ۱۴۰۵، راهبردی نزدیک به این الگو در پیش گرفته است.
این شرکت همزمان با بازسازی خطوط و زیرساختهای تولید، مازاد محصول داخلی را صادر کرده و عرضه به صنایع پاییندست را نیز ادامه داده است.
همزمانی این دو روند را میتوان نشانهای از تلاش برای حفظ تعادل میان پایداری زنجیره ارزش داخلی و تداوم حضور در بازارهای جهانی دانست؛ تعادلی که در دوره اختلال تولید، بخشی از تابآوری عملیاتی و تجاری شرکت را نمایان میکند و البته باعث شده که قیمت عرضه در بورس کالا کاهش یابد و مصرف کنندگان از اثرات تورمی، مشکلات واردات در محاصره اقتصادی و جهش نرخ ارز مصون بمانند.
سنگر اول: خانه را امن نگه دار
در صنایع زنجیرهای، حفظ جریان مواد اولیه برای مشتریان داخلی یکی از پیششرطهای پایداری تولید است. با این حال، اولویتدادن به بازار داخل زمانی معنای اقتصادی پیدا میکند که بر مبنای تقاضای مؤثر باشد؛ زیرا نگهداری محصول مازاد، منابع مالی تولیدکننده را منجمد میکند و امکان ارزآوری را کاهش میدهد.
از این منظر دادههای معاملاتی بورس کالا نشان میدهد فولاد مبارکه در این دوره کوشیده است ابتدا ظرفیت تقاضای داخلی را با قیمت مناسب پوشش دهد و برای مازاد عرضه، مسیرهای صادراتی را فعال نگه دارد.
از ابتدای سال تا اوایل شهریور ۱۴۰۵، فولاد مبارکه در ۴۴ نوبت معاملاتی، بیش از ۱.۶۳ میلیون تن محصول در بورس کالا عرضه کرده است.
از این میزان، حدود ۱.۲۵ میلیون تن انواع ورقهای مسطح در اختیار صنایع پاییندستی، از خودروسازی و لوازم خانگی تا واحدهای نوردی، قرار گرفته و نزدیک به ۳۸۰ هزار تن از عرضهها بدون تقاضای متناظر باقی مانده است.
این فاصله میان عرضه و تقاضای ثبتشده، نشان میدهد محدودکردن صادرات لزوماً به افزایش فروش داخلی منجر نمیشود؛ زیرا بخشی از ظرفیت عرضه، در مقطع مورد بررسی، با تقاضای مؤثر در بازار داخل روبهرو نبوده است.
این سبد محصول منعطف ــ شامل ورقهای تخصصی خودرو تا ورقهای قلعاندود و عریض ــ همچون یک ضربهگیر عمل کرده و مانع از فلج شدن خطوط تولید داخلی در روزهای ملتهب اقتصاد شده است. در روش فولاد مبارکه، صادرات تنها زمانی روی میز قرار میگیرد که اشتهای واقعی بازار داخل کاملاً تامین شده باشد.
تداوم صادرات در محیط پرریسک
از سرگیری صادرات محصول تا پایان مردادماه، در شرایط تحریمهای چندلایه و اختلال در زیرساختهای تولید، تنها به وجود مازاد عرضه وابسته نبوده است.
حفظ چنین جریانی به هماهنگی میان تولید، فروش، حملونقل و دسترسی پایدار به بازارهای مقصد نیاز دارد؛ زنجیرهای که در فضای محدودیتهای بانکی، بیمهای و لجستیکی، با هزینه و ریسک بیشتری فعالیت میکند.
فولاد مبارکه با استفاده از حملونقل چندوجهی و ظرفیت ناوگان اختصاصی، توانسته است همزمان با بازسازی زیرساختها، جریان صادرات خود را حفظ کند. تداوم عرضه در بازارهای خارجی از این جهت اهمیت دارد که وقفههای طولانی میتواند به واگذاری سهم بازار به رقبای منطقهای، بهویژه تولیدکنندگان ترکیه و کشورهای مستقل مشترکالمنافع (CIS)، منجر شود.
بنابراین، صادرات این دوره را میتوان افزون بر منبع درآمد ارزی، ابزاری برای حفظ ارتباط با مشتریان خارجی و جلوگیری از فرسایش جایگاه تجاری شرکت دانست؛ هرچند ارزیابی میزان تثبیت یا افزایش سهم بازار، به دادههای مقایسهای بیشتری نیاز دارد.
ارزآوری در خدمت بازسازی
در صنایع سرمایهبر، صادرات فقط مسیری برای فروش مازاد تولید نیست؛ بلکه میتواند بخشی از منابع ارزی موردنیاز برای نوسازی تجهیزات و تداوم سرمایهگذاری را فراهم کند.
این موضوع در دوره بازسازی زیرساختها اهمیت بیشتری مییابد، زیرا تأمین برخی قطعات حساس، تجهیزات تخصصی نورد و ذوب و خدمات مهندسی، به منابع ارزی وابسته است.
از این منظر، درآمد حاصل از صادرات محصولات با ارزش افزوده بالاتر میتواند توان فولاد مبارکه را برای تأمین تجهیزات و پیشبرد پروژههای بازسازی افزایش دهد و وابستگی آن به منابع ارزی عمومی را کاهش دهد.
البته برای سنجش دقیق این اثر، باید میزان ارز بازگشتی، نحوه تخصیص آن و سهم هزینههای ارزی پروژههای بازسازی مشخص باشد.
با وجود این حفظ صادرات در دوره اختلال تولید، امکان شکلگیری چرخهای را فراهم میکند که در آن، مازاد تولید به درآمد ارزی و درآمد ارزی به پشتوانهای برای احیای ظرفیت و نوسازی خطوط تبدیل میشود.
تابآوری در مقیاس زنجیره
عملکرد فولاد مبارکه در ماههای نخست سال ۱۴۰۵ نشان میدهد تابآوری صنعتی را نمیتوان صرفاً با حجم تولید یا ارزش صادرات یک بنگاه سنجید؛ بلکه باید اثر عملکرد آن را بر پایداری کل زنجیره ارزش در نظر گرفت.
استمرار عرضه مواد اولیه به صنایع پاییندستی، از توقف یا کاهش تولید در حلقههای بعدی جلوگیری میکند و هدایت مازاد عرضه به بازارهای خارجی نیز منابع ارزی و امکان حفظ سهم بازار را در اختیار تولیدکننده قرار میدهد.
بر این اساس، الگوی «تأمین تقاضای مؤثر داخلی و صادرات مازاد» میتواند میان دو ضرورت مکمل تعادل برقرار کند: حفظ جریان تولید در صنایع پاییندستی و تأمین بخشی از منابع لازم برای بازسازی و نوسازی زیرساختهای بالادست.
پایداری این الگو البته به شفافیت عرضه، بازگشت ارز صادراتی و تخصیص هدفمند منابع به پروژههای توسعهای وابسته است. در چنین چارچوبی، صادرات نه رقیب بازار داخلی، بلکه مکمل آن و یکی از ابزارهای تقویت تابآوری زنجیره فولاد خواهد بود.
ثبت دومین رکورد متوالی تولید محصولات ویژه ناحیه نورد سرد فولاد مبارکه
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین به نقل از مدیریت ارتباطات گروه فولاد مبارکه؛ تلاشگران خطوط ناحیه نورد سرد فولاد مبارکه، پس از رکوردشکنی در تیرماه ۱۴۰۵ برای دومین بار در مردادماه سال جاری نیز موفق به ثبت رکورد جدید در تولید ماهیانه محصولات ویژه شدند.
محسن استکی مدیر ناحیه نورد سرد ضمن تأیید این خبر افزود: با تلاش بیوقفه همکاران بخشهای مختلف ناحیه رکورد جدید تولید ماهیانه محصولات ویژه در مردادماه ۱۴۰۵ به میزان ۴۵۴۲۴ تن به ثبت رسید و رکورد قبلی که در تیرماه ۱۴۰۵ و به میزان ۳۸۴۷۵ تن به ثبت رسیده بود، ارتقا یافت.
وی با بیان این که ورق موردنیاز صنایع لوازمخانگی و کلافهای رویۀ خودرویی (گرید MB) از جمله محصولات با کیفیتهای ویژه هستند، گفت: در تولید این محصولات تمام خطوط ناحیه نورد سرد با کنترل بهینه فرایند طی ثبت دو رکورد اخیر ایفای نقش نمودند.
استکی از کلاف اسیدشویی شده، کلاف خام (کرود)، کلاف سیاه (Black Plate)، ورق سرد، کلاف سرد، کلاف و ورق قلع اندود، کلاف گالوانیزه و کلاف رنگی بهعنوان محصولات سرد و پوششدار ناحیه نورد سرد فولاد مبارکه یادکرد.
به گفته مدیر ناحیه نورد سرد، خطوط اسیدشویی ۱ و ۲ نورد پنج قفسهای، نورد دو قفسهای، خطوط آنیلینگ و شستشوی الکترولیتی، خطوط اسکین پاس ۱ و ۲ و تمپر میل، خطوط قلع اندود و برش ۱ و ۲، خطوط تولید انواع ورقهای گالوانیزه، رنگی، خطوط نهائی، بستهبندی و ارسال محصول، کارگاههای غلتک و کروم کاری مهمترین بخشهای این ناحیه را تشکیل میدهند.
استکی در خاتمه از تلاش کلیه کارکنان تولید و تعمیرات ناحیه نورد سرد، کنترل کیفی، برنامهریزی تولید، دفاتر فنی تولید و تعمیرات تشکر و قدردانی کرد.
کارخانههای بیرمق؛ میراث فقدان سیاست صنعتی
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین آمارهای رسمی بورس کالا نشان میدهد که در ماه های گذشته فولاد مبارکه به رغم تورم موجود و جهشهای ارزی تلاش کرد که قیمت پایه ورق گرم را کاهش داده و با انجام عرضه های مستمر صنایع پایین دستی را در مدار تولید حفظ کند. اما اتفاقی که رخ داده، ایجاد مازاد عرضه در بازار بوده است.
ناتوانی صنایع پاییندستی در جذب عرضههای بورس کالا، پیش از آنکه بازتابی از رفتار یک بنگاه مسلط بالادستی باشد، آینه تمامنمای یک شکست ساختاری در سیاستگذاری کلان اقتصادی است.
هنگامی که عرضهکننده تعهدات رگولاتوری خود را فراتر از تقاضای موثر و در کف قیمتی ایفا میکند، نقطه تمرکز تحلیل به نارسایی نهادی و ضعف سیاستگذاری صنعتی تغییر مییابد.
خطای سیاست گذاری در برابر رفتار منطقی بنگاه
آمارهای موجود نشان میدهد از ۱,۶۳۲,۱۰۰ تن محصول عرضه شده توسط فولاد مبارکه در بورس کالا در سال جاری تنها ۱,۲۵۱,۰۱۰ تن مورد معامله قرار گرفته و ۳۸۱,۰۹۰ تن مازاد عرضه ثابت شده است.
زمانی که فولاد مبارکه مازاد عرضه را در بورس کالا ثبت میکند، از منظر چارچوبهای استراتژی رقابتی، به عنوان یک بازیگر عقلایی وظیفه قانونی و بازاری خود را انجام داده است.
در این نقطه، بحران نقدینگی و عدم توان خرید ورق، مستقیماً متوجه سیاستگذار پولی و صنعتی است.
انقباض شدید اعتباری در سیستم بانکی، دسترسی واحدهای کوچک و متوسط به مواد اولیه را قطع کرده است.
در غیاب ابزارهای نوین تامین مالی زنجیره تامین (SCF)، سیاستگذار محیطی را خلق کرده که در آن تنها دلالان دارای سرمایه در گردش قادر به خرید از تابلو هستند.
در نتیجه، فولاد مبارکه از اتهام عدم تامین تبرئه میشود و انگشت اتهام به سوی سیاست گذاری نشانه میرود که امکان تامین مالی و تامین سرمایه در گردش را از صنایع سلب کرده است.
سراب ظرفیتسازی با اتکا به مواد اولیه ارزان
ادعای شکلگیری ظرفیت مازاد در صنایع پایین دست را نیز باید بر مبنای فقدان سیاست گذاری صنعتی تحلیل کرد. در طی دهه های قبل وجود سیاست سرکوب قیمتی در بالادست منجر به ایجاد حاشیه سود قابل توجه در پایین دست میشد و فاصله معنادار میان قیمت پایه بورس کالا (با دلار نیمایی یا دستوری) و قیمت فروش محصول نهایی در بازار غیررسمی یا بازارهای صادراتی (با دلار آزاد)، یک حاشیه سود بدون ریسک (آربیتراژ) خلق کرد.
این جذابیت باعث شد تاسیس کارخانه های پایین دست، نه بر مبنای خلق مزیت رقابتی یا ارزش افزوده، بلکه صرفاً به عنوان ابزاری برای عبور از دروازه رانت سهمیهبندی توجیه اقتصادی پیدا کند.
در این اکوسیستم، کارخانهها عملاً به «ماشینهای تبدیل رانت» بدل شدند و بخش عمدهای از ظرفیت های بلا استفاده ادعا شده، هرگز با هدف تولید واقعی در یک محیط رقابتی بنا نشده است.
انحراف از الگوهای جهانی و شکنندگی زنجیره ارزش
این ظرفیت مازاد و لشکری از کارخانههای بیرمق، محصول مستقیم فقدان یک سیاست صنعتی منسجم و توزیع کورکورانه مجوزهای تاسیس توسط دولت است.
سیاستگذار با نادیده گرفتن بدیهیات اقتصاد مقیاس و بدون توجه به تراز فیزیکی تامین مواد اولیه (ورق)، مجوزهایی را صادر کرد که نتیجه آن، تکهتکه شدن افراطی در پاییندست زنجیره فولاد بود.
بررسی الگوهای رفتاری در رهبران جهانی صنعت فولاد نظیر نشان میدهد که توسعه پاییندست هرگز به صورت جزیرهای و بر مبنای رانت مواد اولیه ارزان شکل نمیگیرد.
در این مدلها، ادغام عمودی و تجمیع تقاضا، بنگاههایی با مقیاس جهانی و تابآور در برابر شوکهای قیمتی خلق میکند.
در مقابل، سیاستگذار ایرانی با توزیع رانت در قالب صدور هزاران مجوز بیضابطه، شبکهای به شدت شکننده از واحدهای تولیدی فاقد مقیاس ایجاد کرد که با کوچکترین انقباض در عرضه یارانه یا تغییر در سیاستهای ارزی، به ورطه ورشکستگی میافتند و سپس تقصیر این فروپاشی ساختاری را به گردن عرضهکننده بالادستی میاندازند.
فولاد مبارکه، منظومهای فراتر از یک واحد صنعتی
به گزارش پایگاه خبری شهر اصیل و به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین مهدی جمالینژاد امروز سهشنبه سوم شهریورماه در جلسه شورای برنامهریزی و توسعه استان اصفهان که با حضور سیدمحمد اتابک، وزیر صمت، مدیران استانی، تشکلهای تولیدی، صنعتگران، فعالان اقتصادی، تجار و بازرگانان برگزار شد، با اشاره به مقاومت و اقدام خودجوش فعالان اقتصادی استان برای حفظ چرخه تولید در روزهای سخت اظهار کرد: بهرغم خسارتهای واردشده به بخشهای مختلف اقتصادی، حفظ چرخه تولید اولویت اصلی مدیریت استان بوده است.
وی افزود: چرخ تولید اصفهان در جنگهای تحمیلی متوقف نشد و فعالان اقتصادی و صنعتی استان برای استمرار فعالیتها و بازسازی واحدهای آسیبدیده، منتظر ابلاغ حمایتهای دولتی نماندند و با تمام توان پای کار آمدند.
استاندار اصفهان ادامه داد: استان در ماههای گذشته به دلیل تبعات ناشی از حوادث و تکانههای مختلف، از جمله جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم، شرایط بسیار سختی را پشت سر گذاشت؛ اما با همافزایی اتاق بازرگانی و صنعتگران، اجازه توقف چرخه اقتصاد و تولید استان داده نشد.
جمالینژاد با اشاره به خسارتهای واردشده به شماری از واحدهای اقتصادی و صنعتی استان گفت: بسیاری از فعالان اقتصادی حاضر در این عرصه متحمل خسارت شدهاند، اما با شعار پیشرفت همچنان در میدان حضور دارند و برای بازسازی مجموعههای خود تلاش میکنند تا فعالیتهای تولیدی استمرار یابد.
وی با تأکید بر نقش فولاد مبارکه در زنجیره تولید و اقتصاد استان تصریح کرد: مدیرعامل و کارکنان فولاد مبارکه در این شرایط پای کار بودند و هستند. اگر فولاد راه بیفتد، از معدن و تولید صنایع پاییندستی تا حوزه فناوری، صادرات و اشتغال، همه این بخشها نیز به حرکت درمیآیند و انصافاً همکاران فولاد مبارکه در این مسیر خودشان پای کار بودهاند.
استاندار اصفهان رفع موانع بانکی را یکی از الزامات حمایت از فعالان اقتصادی و تسهیل روند سرمایهگذاری دانست و گفت: رفع گرههای بانکی، تسهیل صدور مجوزها و فراهمکردن زمینه بازگشت سرمایهگذاران، از مهمترین اقداماتی است که باید با حمایت عملی دولت دنبال شود.
جمالینژاد همچنین به اقدامات استان برای ایجاد شبکههای تخصصی صنعتی اشاره کرد و گفت: راهاندازی نخستین ناحیه تخصصی در کاشان، بهرهبرداری از نخستین ناحیه تخصصی صنایع پیشرفته و فناوری نساجی و آغاز عملیات احداث ناحیه تخصصی زنجیره ارزش فلزات واسطه در شهرستان نایین، نشاندهنده ظرفیتهای عظیم صنعتی و فناورانه اصفهان است. در همین راستا، ایجاد نخستین شهر تخصصی نیز در دستور کار قرار دارد.
استاندار اصفهان با یادآوری کسب رتبه نخست کشور توسط شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی استان و قدردانی از اهتمام اعضای این شورا خاطرنشان کرد: بخش قابلتوجهی از صنایع اصفهان که تولیدات مطلوبی داشته و نقش مهمی در اقتصاد کشور ایفا میکنند، در جریان جنگهای تحمیلی بیشترین آسیب را دیدند.
وی تأکید کرد: حضور وزیر صنعت، معدن و تجارت در استان میتواند مایه دلگرمی فعالان اقتصادی، زمینهساز رفع موانع و موجب دمیدن روحی تازه در کالبد مجموعههای صنعتی استان باشد.




